الشيخ السبحاني

137

قرآن و اسرار آفرينش (تفسير سوره رعد) (فارسى)

عقل و خرد در اين باره مىگويد : نظام هر ورقى از اوراق هستى ، هر برگى از گياهان ، هر اتمى از اتم‌هاى بىشمار ، هر ذره‌اى از ذرات وجود انسان ، هر سلولى از سلول‌هاى جانداران ، هر سياره‌اى از سيارات آسمان ، گواهى مىدهند كه آفريدگار آنها از تمام خصوصيات وجودى آنها آگاه است و هرگز بدون آگاهى كامل ، از رازهاى درونى و برونى يك مصنوع ، نمىتوان آن را با اين نظم شگفت‌انگيز آفريد . آيا مىتوان گفت سازندهء يك هواپيما ، از قسمت‌هاى علمى و فنى آن بىخبر است ، يا نويسندهء يك دوره دائرة المعارف از محتويات آن اطلاع ندارد ؟ قرآن اين حقيقت علمى را با لطيف‌ترين بيان توضيح داده و مىفرمايد : « أَلا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ ؛ « 1 » آيا او از اوضاع مخلوق و مصنوع خود آگاه نيست ، در حالى كه اوست باريك‌بين و آگاه » . بار ديگر بر گرديم مسأله را از راه ديگر مورد بررسى قرار دهيم : حقيقت علم و آگاهى از چيزى جز حضور آن نزد شخص آگاه چيز ديگرى نيست ، چنان كه حقيقت جهل و ناآگاهى نيز جز غيبت و پنهانى شىء از انسان ، معناى ديگرى ندارد . البته حضور يك شىء نزد انسان بر دو نوع است : گاهى وجود خارجى شىء نزد انسان نيست ، اما تصويرى از آن نزد او حاضر است ؛ مثلًا افرادى كه به زيارت خانهء خدا رفته‌اند و الآن فرسنگ‌ها از آن فاصله گرفته‌اند هر موقع بخواهند مىتوانند از طريق تصويرذهنى كعبه ، به آن نقطه توجه پيدا كنند . گاهى خود شىء خارجى ، بدون و ساطت تصويرى در نزد ما ( روح ) حاضر است و چيزى ميان عالم و معلوم واسطه نيست . « 2 » روشن‌ترين مثال براى اين نوع

--> ( 1 ) . ملك ( 67 ) آيهء 14 . ( 2 ) . در اصطلاح فلسفه ، نوع اول را علم حصولى و دوم را علم حضورى مىنامند .